۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

در حکومت نایب امام زمان!!!چگونه باید اعتراض و نارضایتی خود را ابراز کرد!؟

پيشنهاد شما چيست؟ ايا مردم احقاق حقوقشان را فراموش کنند، يا خود براي اين کار دست بالا بزنند؟ مردم دوست داشتند به امانتداري متصديان اعتماد کنند و نظر خود را با مسالمت و دوستي در يک انتخابات به کرسي بنشانند. اين فرصت از آنها گرفته شد. آنها دوست داشتند با راهپيمايي سکوت اعتراض خود را نسبت به آنچه در انتخابات ديده بودند بيان کنند. اين فرصت از آنها گرفته شد.آنها دوست داشتند با قلم و مرکب حرف خود را بگويند. اين فرصت از آنها گرفته شد. آنها دوست داشتند محمد نوري‌زاد به جايشان فرياد بزند. اين فرصت از آنها گرفت شد. آنها دوست داشتند شما مرجعي عادل و بي‌طرف تلقي کنند و شکايت خود را پيش شما بياورند . اين فرصت از آنها گرفته مي‌شود.روزنه‌ها يکي پس از ديگري بسته مي‌شود....وسط خيابان رهگذري را که معلوم نيست براي خريد آمده است يا براي اعمال اصل ۲۷ قانون اساسي، بدون آن که او فرصتي براي دفاع از خود داشته باشد به تحمل چند ضربه باتوم محکوم مي‌کنند و همانجا حکم را به اجرا در مي‌آورند...پيشنهاد شما چيست؟ ايا مردم احقاق حقوقشان را فراموش کنند، يا خود براي اين کار دست بالا بزنند؟
برگرفته از بخش نظرات اجتماعی سایت بالاترین

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

چرا علی تنهاست؟مبحثی زیبا از محسن کدیور در خصوص خودکامه بلند آوازه ج.ا.ا علی خامنه ای!

عليرغم اينکه بسيجي‌هاي محترم، با شور و حرارت تمام در هر نماز جمعه و ديگر مراسم سياسي مذهبي با شعار سازماني خود "ما اهل کوفه نيستيم، علي تنها بماند" با شبيه سازي با صدر اسلام، اعلام مي کنند که با بودن ايشان در گرد آقا و مقتدايشان حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي، معظم له، برخلاف امام علي ابن ابي طالب (ع) در نيمه دوم دهه چهارم هجري در شهر کوفه تنها نيستند؛ اما به نظر مي رسد بر خلاف اين شعار آشنا، علي بتدريج تنها شده است، بسيار تنها. زيرا در کنار خيل بسيجي‌هائي که بالاخره به لحاظ سازماني و مقررات شبه نظامي نمي توانند علي را تنها بگذارند، ملاک تنها نبودن درادبيات رايج شيعي، برخورداري از پشتيباني قابل توجه علما، فقها و مراجع است. بيشک تنهائي علي با سياهي لشکرعزيزاني که بالاخره عليرغم شور و احساس غير قابل انکار برخي، حقوق مي گيرند، رفع نمي شود.اما علي در حوزه تنهاست. اخيرا تعداد حاميانش در ميان علماي شاخص به زحمت به تعداد انگشتان يک دست مي رسد. در ميان مراجع تنها يک نفر به رئيس جمهور نورچشمي معظم له تبريک گفت و اتفاقا آن يک نفر هم از ديدگاه جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم در زمره «مراجع جائز التقليد» به حساب نمي آيد. (براي اطمينان بيشتر به سايت اين تشکل حوزوي مراجعه کنيد.) پس از مراجع در ميان علمائي که در حوزه قم اصطلاحا آيت الله محسوب مي شوند کساني که پس از نماز جمعه تاريخي 29 خرداد، ايشان را فصل الخطاب دانستند عبارتند از حضرات آيات شيخ محمد يزدي، شيخ محدتقي مصباح يزدي و شيخ مرتضي مقتدائي. حتي ائمه جمعه قم (حضرات آيات اميني، جوادي آملي و استادي) هم با ظرافت خود را کنار کشيدند و بر تفکيک قوا تأکيد کردند و از راهپيمائي هتاکانه برخي طلاب در قم گلايه کردند.آيت الله محمد يزدي در انتهاي مصاحبه اخيرش با خبرگزاري ولائي فارس در مورد تحصن عده‌اي از طلاب در جريان انتخابات گفته است: «اين افراد هم مجوز داشتند و هم نداشتند؛ يعني از مسئولان بالاتر اجازه گرفته بودند، اما از مقام‌هاي پائين‌تر اجازه نداشتند.» با درک اين سخن معناي "قانوني بودن" در فرمايشات مقام رهبري بهتر درک مي شود. طلابي که در دفاع از تصميمات مقام معظم رهبري به مراجع و ائمه جمعه قم اهانت کردند، نيازي به اخذ مجوز از مراجع ذي‌صلاح نداشتند، چرا که از مقامات عالي رتبه مأموريت داشتند. در نظام ولائي حتي راه پيمائي هاي "خودجوش" هم نياز به امريه و مجوز شرعي از مقام ولايت دارد.به نظر آيت الله شيخ محمد يزدي در مصاحبه يادشده «مراجع عظام شخصيت‌هاي وارسته‌اي هستند كه مباني اسلامي در قلب و دل آنها ريشه دارد و متكي به مباني اسلامي هستند، اما مسائلي وجود دارد كه ممكن است براي آنها روشن نباشد و بايد با برگزاري ديدارهاي دوطرفه و چندطرفه مطالب را روشن كرد». معناي اين سخن اين است که مراجع در مسائل سياسي روشن و مطلع نيستند و امثال حضرت ايشان مراجع را ارشاد مي کنند. به زبان واضح تر مراجع تقليد نمي‌فهمند و منصوبين مقام رهبري از جمله ايشان مي‌فهمند.لازم به ذکر است که از تصميمات تاريخي جامعه مدرسين حوزه علميه قم به رسميت شناختن تنها شش نفر به عنوان مراجع جائز التقليد است که در صدر آنها حضرت آيت الله خامنه اي قرار دارد. از ديدگاه اين تشکل حوزوي حضرات آيات عظام منتظري، موسوي اردبيلي و صانعي جائز التقليد شمرده نمي شوند. ديگر تصميم مهم اين حزب سياسي، اعلام عدم مشروعيت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است که اکثر رهبران آن الآن در زندان اوين تحت فشارند. سومين تصميم تاريخي اين تشکل به رسميت شناختن نتيجه انتخابات 22 خرداد 88 و حمايت بي چون و چرا از تصميمات مقام رهبري بوده است.درست است که ائمه محترم جمعه کشور و نمايندگان محترم ولي فقيه در نهادهاي مختلف از جمله سپاه و ارتش و بسيج و ادارات و ... همگي قاطبتا از تصميمات اخير معظم له حمايت کامل کرده اند، اما تمام اين سروران از منصوبين معظم‌له هستند و از ايشان حقوق مي گيرند و در صورت عدم حمايت از مقام خود عزل ميشوند، لذا پشتيباني ايشان بواسطه عدم استقلال‌شان فاقد ارزش حقوقي است.نتيجه اينکه علي در ميان عالمان دين و فقيهان اهل بيت به شدت تنهاست.اکنون پرسيدني است چرا علي تنها شده است؟ پاسخ چندان دشوار نيست. علي تنها شده چون از سنت پيامبر رحمت (ص) دور شده است. قرآن به صراحت به پيامبر خدا مي فرمايد اگر خشن و غليظ القلب باشي مردم از حولت پراکنده مي شوند. راز تنهائي علي دور شدن از "رحماء بينهم" است.علي تنها شده چون از سيره امام علي (ع) فاصله گرفته است. امام علي (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلين به دنبالش بدوند. او صريحا به اهالي شهر انبار اعتراض کرد که به شيوه شاهان ايران به استقبال و بدرقه من نيائيد و دنبال مرکب من ندويد. امام علي (ع) هرگز منتقد غير مسلح را سرکوب نکرد، به زندان نيفکند و نکشت. او با منطق قوي خود به منتقدان تند زبانش پاسخ‌هاي منطقي داد. امام علي(ع) همواره نصيحت به ائمه مسلمين و امر به معروف و نهي از منکر را حق مردم مي دانست و آنان را تشويق مي کرد به اين وظيفه شرعي خود عمل کنند. امام علي (ع) هرگز کسي را به زور به بيعت با خود مجبور نکرد و آنان را که با او بيعت نکرده بودند هرگز به زندان نيفکند و از حقوق و امتيازات اجتماعي محروم نکرد. امام علي هرگز منتقدان و مخالفانش را نه به زندان افکند و نه در زندان با فشار به اقرار واداشت و هرگز مخالفي در زندانش کشته نشد.امام علي (ع) به شدت استاندارنش را از ريختن خون بيگناهان برحذر داشته به ايشان يادآوري مي کرد که مردم يا هم دين تواند يا هم نوع تو، پس با ايشان مهربان باش. امام علي (ع) زماني که شنيد برخي سپاهيانش به زور زيور از پاي دخترکي يهودي در سرزمين تحت حکمراني او در آورده اند، همچون مارگزيده به خود مي پيچيد و مي گفت اي کاش علي مرده بود و چنين مصيبتي را نمي شنيد. آري امام علي (ع) اينگونه بود برادر بسيجي.ارزيابي راه علي‌هاي زمانه، با امام علي (ع) چندان دشوار نيست. شيعيانِ امام علي (ع) هم منش و روش علوي را مي‌شناسند، هم با راه و رسم اموي آشنايند. اگر کسي به زبان از علي (ع) بگويد اما مردم احساس کنند که دانسته يا ندانسته به راه خلفاي بني اميه مي رود، او را تنها مي گذارند. آنها فريب اسم علي را نمي خورند، مردم تشنه عدالت، آزادگي و ايثار امام علي (ع) اند، نه شيفته اسم بي مسماي او.امام علي (ع) 23 سال بخاطر عظمت اسلام از حق شخصي گذشت و چون مردم توانائي‌هاي او را نشناختند و به او اقبال نکردند خانه نشين شد. اين همان حديثي است که آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه 25 تير تهران از زبان پيامبر (ص) به آن اشاره کرد.علوي بودن يعني وقتي حاکم دانست از پشتيباني اکثريت مردم برخوردار نيست، حکومت را رها کند، چرا که حکومت بدون رضايت مردم مشروعيت ندارد. به قول ابن فهد حلي (رحمة الله عليه) حکمراني بدون رضايت مردم مجاز نيست.اينکه مجمع روحانيون مبارز در بيانيه تاريخي 28 تير خود براي برون رفت از بحران عدم مشروعيت نظام، رفراندم را پيشنهاد کرده به همين دليل است. اگر ميزان رأي مردم است، اکنون که اکثريت - يا به نظر حکومت حداقل يک سوم مردم - در امانتداري، صداقت و عدالت دست اندرکاران نظام شک کرده اند و عليرغم نصيحت مشفقان، حکومت در نزاعش با مردم به حکميت مراجع هم تن نداد، تنها راه بازگرداندن جمهوريتِ در شرف احتضارِ نظام و زدودن تنهائي علي، تن دادن به رفراندم البته با ناظراني امين و مورد اعتماد مردم است. مردم صاحبان اصلي نظام و مالک سرنوشت خودند. هرگونه تصرفي در ملک مشاع، بدون اجازه صاحبانش غصب و تصرف عدواني محسوب شده، شرعا حرام است.علي براي رفع تنهائيش بايد به ميزان رأي مردم تن دهد، و با عمل به سيره علوي و سنت نبوي به وظيفه شرعي و اخلاقي خود عمل کند. آن گاه همه مردم ايران با او خواهند بود و ديگر حقيقتا تنها نخواهد بود.خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .منبع: وب سايت جنبش راه سبز (جرس) - 28 تير 1388